ندامتگاه فردیس، پرچم ، اشک و یک دنیا حاجت

آمدم ای شاه پناهم بده

صدای کریم خوانی که این نغمه بهشتی را می خواند در فضا طنین انداز است . کسانی جارو به دست مشغول آب و جارم و تمیز کردن محوطه اند

مسئول فرهنگی در حالی که به این سو و آن سو می رود چیزهایی به مددجویان جهت انجام بهتر امور یادآوری می کند آخر، مهمان عزیزی در راه است.

گروه موزیک دسته نظام آماده استقبال از مهمان می شودند.

رئیس، معاون و کارکنان ندامتگاه فردیس به صف ایستاده و برای ورود مهمان لحظه شماری میکنند.

در ندامتگاه باز می شود و ماشین هایی که مهمان عزیزمان را مشایعت می کنند وارد می شود و با آمدن پرچم حریم کبریایی دلما مجال عشق بازی می یابند و قصه غصه ها و عقده کشایی ها آغاز می شود.

هر کسی به طریقی و شیوه ای راز می گوید و اظهار نیاز می کند.

قرائت صلوات خاصه امام رضا علیه السلام معنویت این فضا را صد چندان می کند.

پرچم قدسی از مقابل اندرزگاههای نظام، دارالقرآن  و کانون عبور می کند و مشتاقان گرفتار و با زبان اشک با پرچمی که شمیم یار می دهد به نجوا می نشیند

در روزی که روز رضاست سفیرش آمده تا بگوید من به یاد همه گرفتارها هستم

آخرین ایستگاه پرچم عشق اندرزگاه نسوان است با ورود پرچم به آنجا غوغایی بر پا می شود.

ابراز احساسات زنان مددجو همه را تحت تاثیر قرار میدهد اینجا کسی جز زبان اشک نمی فهمد

دقایقی به سکوت و گریه سپری می شود و مهمان ما سنگین شده از کوله بار درد و راز یارانش عزم رفتن می کند.

مهمان مهربان ما رسالتش که همانا عطر افشانی یاد و بوی رضویست را به انجام رسانده و دل های دردمند بسیاری را با مهر رضا تسکین داد و سبک کرده است

ای مهمان لحظه های غربت رفتنت نیز مانند آمدنت زیباست تو میروی و ما را با شوق دیدار یار پس از رهایی تنها می گذاری و تو می روی و ما پس از رفتنت در این اندیشه که خوب آمدی چه عاشقانه با تو به گفتگو نشستیم و چه زیبا دلهایمان را با یاد و رضا گره زدیم  

 

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*

رفتن به نوارابزار